عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
732
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
بفرمانبردارى خدا آراستن از بزرگيهاى نفس است . 110 من اكرم الخلق التّحلّى بالقناعة : خود را بوسيلهء قناعت آرايش كردن از گرامى ترين اخلاق است . 111 من امارات الدّولة التّيقّظ لحراسة الأمور : از نشانههاى دولتمندى بيدارى و هشيارى است براى نگهدارى امور . 112 من كمال السّعادة السّعى فى اصلاح الجمهور از كمال نيكبختى است در اصلاح كار مردم كوشيدن . 113 من الواجب على الغنىّ ان لا يضنّ على الفقير بماله : بر مرد توانگر و دارا واجب است كه با مالش بر ندار بخل نورزد ( و از آن بر وى انفاق نمايد ) 114 من الواجب على الفقير ان لا يبذل من غير اضطرار سؤاله : بر شخص ندار واجب است كه تا بيچارهء نشود سؤال نكند ( و آبرويش را نريزد و اگر كرد آنچه كه مى گيرد بر وى حرام است ) . 115 من الواجب على ذى الجاه ان يبذله بطالبه : بر مرد آبرومند و صاحب جاه واجب است كه بدر خواست مال ببخشد . 116 من المفروض على كلّ عالم ان يصون بالورع جانبه و ان يبذل علمه لطالبه بر هر مرد دانشمندى واجب است كه بوسيلهء پارسائى و پرهيز خود را نگه دارد و علمش را بطالب علم بذل نمايد . 117 من هوان الدّنيا على اللّه سبحانه ان لا يعصى الّا فيها : از خوارى و دنيا است كه خداوند بزرگ جز در آن معصيت كرده نشود . 118 من ذمامة الدّنيا عند اللّه سبحانه ان لا ينال ما عنده الّا بتركها : از پستى دنيا نزد خداوند سبحان است كه شخص بدانچه كه نزد خداست نرسد مگر به ترك آن دنيا . 119 من افضل الدّين المروّة و لا خير فى دين ليس فيه مروّة : برترين ( دستوارت ) دين مروّت و مردانگى است و دينى كه مروّت در آن نباشد خيرى در آن نيست . 120 من تمام المروّة التنزهّ عن الدّنيّة : از كمال و تماميّت مردانگى از پستى و ناكسى پاكيزه و بدور بودن است . 121 من الحزم التّأهّب و الاستعداد : از حزم و دور انديشى مهيّا و آماده بودن ( و زاد و توشهء مرگ را تهيهّ ديدن ) است . 122 من العقل التّزوّد ليوم المعاد : زاد و بزرگ